Wednesday, November 26, 2008

حق با ز گشت آ و ا ر گا ن !!!

حق با ز گشت آ و ا ر گا ن !!!

باز هم رژیم تازی تبار ملایی گرد و غباری در خبر گزاری ها ی مبنی بر بازگشت به اصطلاح
آوارگان فلسطینی به کشور اسرائیل به راه اندا خته و فتنه جد یدی را در حال آز ما یش مردم
د نیا و همچنین عجز و نا توانی د و لت اسرا ییل ا ز پا سخگویی مناسب به این اراجیف رژیم
جمهوری اسلامی را بخوبی نشان می دهد.ا صرار وقیحا نه خاص ملا یی درخصوص با زگشت
تروریست های فلسطینی به اسرائیل و تطمیع و رشوه دادن به بر خی از مرا کز خبر رسا نی
جهت همسوی با اهد ا ف و خواسته های جمهوری اسلامی و تر یبون ملا ها در جهان شدن و
عدم اطلاع کافی و دقیق مردم دنیا از نیت شوم و خبیث ملایان ، عملاء در خط سیر حفظ و بقاء
رژیم جنا یت پیشه ملایی گام بر داشته والبته با یستی بخا طر صیانت از جمهوری اسلامی ولو
به بها ی نا بو دی کشور و مرد م ا یران و نا بودی صلح و آرامش در د نیا به این تعداد خبر
گزاری ها که و ظیفه و رسالت خطیر خبر رسا نی را اینگونه با صداقت !! به انجام می رسانند
تبریک گفت .
کشتار دسته جمعی مرد م ایران ، اعدام های د سته جمعی ، نقض حقوق ا ولیه و نقص حریم
خصو صی مردم ایران ، دزدی وغارت ثر وت و منا بع ملی مردم ایران آمو ز ش و حما یت از
ترور یستهای جهان وارائه احکام و فرما نهای اجرای اعمال ترور یستی و بر هم زدن صلح و
آرامش جهانی توسط جمهوری اسلامی و ... و هزاران جنا یت سربسته و سر به مهر دیگری
که بنابه مصلحت و مال اندیشی بر خی کشور های طرف قرداد تجاری با رژیم که صاحبان این
مراکز خبری نیزمیباشند،درج هرگونه خبرعلیه رژیم را جزء مسائل داخلی کشورایران محسوب
کرده و طبعاء دخالت در امور داخلی کشور ها را نقض مسلم رسالت خبر گزاری می دانند.
و این در حالی است که تا بحال هیچ مرجعی پاسخ مناسبی برای سوالا ت که مردم
ایران از ا ین مراکز خبر گزا ری ها و یا اعضا پا رلما نهای بر خی از کشور ها که عملا مزد
بگیر رژ یم جمهوری اسلامی هستند ، نداده ا ند. و این اعضای پارلمان وظیفه دارند درصورت
اقتضا وار د میدان شده و از مطر ح شد ن لوا یح و مصو با تی که ا حتما ل تهد ید منا فع
و بقاء رژیم جمهوری اسلامی را در سطح جهانی داشته با شد ،بگو نه ای مانع تراشی کرده
و از مطرح شدن و تصو یب ا ین لوایح و تصمیمات جلوگیری کرده و رد نما ید .
فر ق بین کشور اسرا ئیل و رژیم جمهوری اسلا می غا صب ایران در این است که اگر اسرائیل
کسی را می کشد و یا اگر کسی را شکنجه می کند و یا اگر دست کسی را که به طرف نیروهای
پلیس اسرائیل سنگ انداخته می شکند و یا اگرکسی را زندا نی می کند وهمه وهمه این اعما ل
غیر ا نسا نی را در مقا بل د ور بین ها ی خبر گزاری ها انجا م می دهد و آ ژا نس های
خبر رسا نی برای ارسا ل سر یع تر ا ین خبر ها بر سر رقا بت با همد یگر بر خاسته و چنان
تصو یر مظلو ما نه ای از تر و ریست ها ارائه می دهند که گویا حملا ت موشکی به شهر ها و
خا نه های مسکونی مردم اسرا ئیل که جرمی غیر از پیرو د ین یهو دی بودن ندارند ، یک کار
پسند یده و یک وظیفه که الله مسلمانان به آنها واگذار کرده و انجام این کشتار و قتل عام جزو
فرا یض د ینی شان واجب میباشد و هر گونه اقدام مقا بله به مثل اسرائیلی ها جز اعمال کفر و
مسبب همه این بلا یا و جنگ و آتش افرو زی ها فقط د ولت اسرا ئیل میباشد ، و این در حالی
است که ر ژ یم جنا یت پیشه ملایی غا صب ا یران ا گر دسته د سته مردم ایران را بکشد و اگر
روستا یی را با خا ک یکسان کند و مردم آن رو ستا را قتل عام کند ( که خود شاهد چند نمونه
از این قتل عام ها بو ده ام ) و اگر هز ا ران ا یرا نی بیگناه که فقط به جرم داشتن اعتقا داتی
مخالف ملا یان سا لیان سال زندانی کند !! باز دنیا را آب می برد و .. !! ا ین خبر گزاری به
ا صطلا ح صا حب ر سا لت خطیر نیز دریغ از اختصاص یک سطر خبری !! و تازه اگر خبری
جسته و گر یخته با امکا نات ابتدایی که چند جوان د لسوز میهن پر ست به خبرگزاری ارسال
میکنند،درج کنند چنان با بی مهری و با بی میلی به درج خبر مبادرت می کنند که گو یا اصل و
ا صا لت خبر دروغ بوده !! و با ا یجا د شک و شبهه از صحت خبر توسط همین تعداد خا ص
آ ژ ا نس های خبری ، ر ژ یم را جری تر و گستا خ تر کرده تا به بنیان و اسا س کار گروهای
مخا لف ر ژ یم بتا ز د و د ر ا ینجا با ز و قا حت خا ص ملا یی و ا ر د مید ا ن شده و تمام
ا خبا ر را د ر وغ خوا نده و ار سال چنین خبرهای را کا ر ا جنبی ها وعده ای معا ند با رژیم
خوا نده و مردم در جمهوری اسلا می ا یران در نها یت آرامش و آسایش و صد البته امنیت به
سبک ملایی ز ند گی میکنند و رژ یم سرتا پا جنایت پیشه جمهوری اسلامی را یک معصوم و
بیگناه به مردم دنیا معرفی می کند وتا زه دست آخر یک چیزی هم طلبکار می شوند .
اگر اسراییل غزه را بخا طر اینکه به ترو ر یست های فلسطینی که حملا ت تر و ریستی علیه
شهر های و مردم اسرائیل ا نجام داداند ،اسکان و ما من داده ا ند محا صره میکند ومشکلا تی
برای مردم غزه بو جود می آ ورد صرفا هدفی غیر از تسلیم شدن و یا اخراج تر و ریست ها
از میان مردم غزه را ندا رد ودر واقع اسرا ییل قصد دارد آن تروریستها یی که با موشکها یی
سا خت مشترک رژ یم جمهوری اسلامی و روسیه ، منا طق مسکو نی و شهرها ی اسراییل را
هد ف گر فته ا ند از غزه اخراج کنند ، و همه این مسا یل در جلوی هزاران د وربین و چشمان
نکته سنج خبر گزاری ها ی مختلف دنیا انجام می گیرد . و لی آیا تا به حال این خبر گزاری از
محاصره کل مردم ایران توسط رژ یم و گر سنگی دادن و مرگ تد ر یجی میلیون ها ایرانی و
گستر ش و شیوع ا نو اع ا قسا م مواد مخدر و اعتیاد آور خطرناک آزمایشگاهی که با حما یت
تلو یحی رژیم د ر حال گسترش میباشد خبر و گزارش به جها نیا ن می رسا نند؟ و یا از شیوع
فساد و فحشا و تن فر وشی علنی به سبب مشکلات اقتصادی که ارمغان رژیم به مرد م بوده،
ر ژ یمی که مدعی مهیا کردن مقد ما ت ظهور دوازدهمین بت کیش شیعه میباشد خبر داده اند ؟
و یا نحوه سوار کردن دختران فراری بد بخت توسط اتومبیل های بنز الگانس نیروی( انتظامی
پلیس 110) از کنار پارک باغلا ر باغی و برد ن شان به خانه های مخصوص از جمله شهرک
پرواز و تجاوز و بلا های که بر سرشان می آ ورند وا ینکه چگو نه آینده شان توسط ماموران
مخلص اما م ز ما ن !! تیره و تا ر میشو د خبر ی و یا گزا ر شی تهیه کر د ه ا ند ؟ ، چرا
د یدگاههای مرد م د نیا و کشور های جهان نسبت به افکار و اعمال رژیم و آنچه بر سر مردم
ا یرا ن و مردم دنیا آ و ر ده ا ند به یکباره عوض شد؟ کجا رفت آنهمه ادعا های مبارزه با
ا ستثمار جنسی د ختران زیر 18 سال !!؟ و اینک به جای محکو م کردن رژیم ، تلاش دارند
رژیم را محق جلوه بدهند آیا دنیا از اعما ل نظا رت و کنترل حتی خصو صی تر ین مسا ئل هر
فردایرا نی د رهرساعت از شبانه روز توسط پلیس رژیم خبردارند؟درحالیکه کوچکتر ین کنترل
وگشت پلیس اسراییل را برای جلوگیری از اقدامات تروریستی و بمب گذاری ، بصورت یک سر
فصل مهم خبر ی د ر کلیه خبر گز ا ر ی جا ی خو د را از ا و ل گر فته !! ، آ یا نا مید ن
تروریستهای قاتل و جانی القاعده درعراق و یا درافغانستان و یا در فلسطین بعنوان مسلما نان
مبا ر ز اسلا م و یا گر وهها ی مقا و مت ا سلا می تو سط بر خی کشور های مسلمان !! به
عنوان یک پا د ا ش به این گروه های تروریستی و به رسمیت شناختن تر و ر یست و اعمال
ترور یستی آ نها نیست ؟!! ولی مبا ر زه برای آزادی از یوغ جنایات و شکنجه های رژیم های
اسلا می !! یک حرکت تر و ر یستی بوده و از قبل محکو م شده است چه کسی این معیارهای
تروریست بودن و گروه های مقاومت اسلامی را تعین می کند!!.پس جواب رژیم و قیح ملایی
را در چند سطر می دهم امید وار م د و ستان هم فکر هم در تعمیم این ایده نها یت کوشش خود
را بکنند ، بنابر این جواب رژیم :
بنده شخصا به کمک دوستان و مجامع بین المللی حکومت اسراییل را متقاعد خواهیم نمود که
به تمامی آو ارگان و یا تر و ر یست های فلسطینی حق بر گشتن به ا سرا ییل را بدهد بد ون
آ نکه هیچگو نه دادگاهی و یا باز خواستی و یا زندانی و یا محرومیتی در کار باشد !! ولی
به شرط اینکه بر ای تمام د نیا ا ستا ند ارد عمل یکسا نی ا جرا شود ، بد ین معنی که این
حق با زگشت به سر ز مین های مادری برای تمامی مردم دنیا واز جمله گروهای مخالف رژیم
و میلیو نها آ و ا ره ا یرا نی د ر سر تا سر جها ن د ا ده شو د ،( بد و ن آ نکه هیچگو نه
د ا د گاهی و یا با ز خوا ستی و یا ز ندا نی و یا محرومیتی در کار باشد) !!!! و آن وقت
صورت خبیث و شیطا نی سید علی چلا ق دیدنی تر می شود !! .

Tuesday, November 04, 2008

درخواست کمک از آزادی خواهان و مدافعان آزادی در جهان

به آزادی خواهان و مدافعان آزادی در جهان
آری ،
قویتر از آنیم که به زمین خوردنمان فکر کنید ...
نظر به شرایط خفقان و فشاری که بر روی اعضای کمیته مبارزه با سانسور از نظر اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی میباشد ، برای ادامه حیات این نهاد مستقل آزادی خواه که در حوزه دفاع از آزادی بیان و اطلاع رسانی آزاد فعالیت می کند بر آن شدیم تا برای اولین بار در طی این پنج سال درخواست کمک بکنیم با شرایط کنونی که تمامی اعضای کمیته مبارزه با سانسور در حال فعالیت علیه سانسور و سانسور گران هستند ، در شانزده ساعت شبانه روز برای عبور از سد سانسور و فیلترینگ تلاش می کنند ، در این راستا از اشخاص حقیقی و حقوقی که توانایی کمک مالی به این نهاد مستقل را دارند در خواست می کنیم با ما تماس بگیرند । لازم به ذکر است که احزاب و شخصیت های سیاسی با این سازمان تماس برقرار نموده اند تا در صورت قرار گرفتن به زیر چتر حزب مربوطه یا افکار رادیکالی آنها ، ما را مورد حمایت و لطف خود قرار دهند اما خوشبختانه این نهاد هرگز تن به اینگونه حرکات سیاسی غیر اخلاقی تن نداده و نخواهد داد ।
توجه داشته باشید در صورت کمک انتظار انجام کار خاصی را نداشته باشید زیرا کمک به این نهاد ، کمک به فرد خاصی نیست و تنها به گسترش آزادی بیان ، اطلاع رسانی آزاد و اهداف آزادی خواهانه این نهاد می باشد . یادآور می شویم کمیته مبارزه با سانسور یک نهاد مستقل و بدون گرایش سیاسی و حزبی است ، این کمیته به صورت مداوم در دوره زمانی 5 ساله در حوزه آزادی بیان و اطلاع رسانی آزادی بدون هیچ گونه محدودیتی فعالیت کرده و می کند و از کلیه افکار و اعقایدی که در بند سانسور و فیلترینگ هستند بدون هیچ جانب داری حمایت می کند .
جهت ارتباط با ما با ايميل زير تماس بگيريد http://us.mc562.mail.yahoo.com/mc/compose?to=sansour@gmail.comThis email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
آدرس جدید و بدون فیلتر
http://www.iranproxyteam.com/-- Anti Censorship Committie In Iranhttps://www.iraniazad.com/
http://www.iraniazad.org/Stop Censorship Petition
https://www.iraniazad.com/petitions/
Mailto:http://us.mc562.mail.yahoo.com/mc/compose?to=Sansour@gmail.com

Tuesday, August 05, 2008

ویژه نامه عبور از سانسور و فیلترینگ

ویژه نامه عبور از سانسور و فیلترینگ


گیرم که می زنی،
گیرم که می بری،
گیرم که می کشی،
با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنی!

در خیالشان پنداشتند که ما را با تهدید ، زندان و اعدام از میدان به در کرده اند فکر نکردند که این جوانان قویتر از آن هستند که بخواهند آنها را به زمین بزنند.

کمیته مبارزه با سانسور در راستای آزادی اندیشه و بیان و نیز در راستای گردش آزاد اطلاعات و آزادی اطلاع رسانی که از سال 1382 فعالیت می کند افتخار دارد با معرفی سیستم های جدید خود گام های موثری در این راستا بر دارد .

انجمن ضد سانسور و فیلترینگ

این انجمن در جهت ارتباطات و تبادل اطلاعات بین عموم مردم طراحی و راه اندازی شده است در این انجمن کلیه امور مربوط به سانسور و فیلترینگ به شرح زیر پوشش داده شده است :
1- انجمن فیلترینگ : آخرین راههای عبور از فیلترینگ ، معرفی نرم افزار ها ، سایت های فیلترشکن و اخبار فیلترینگ در این انجمن قرار گرفته است .
2- انجمن اجتماعی و متفرقه : سانسور در اجتماع ، سانسورنشریات ، مصبوعات و کتاب ها ، سانسور موسیقی ، سانسور رسانه های عمومی جز مباحث عمده است انجمن هستند و نیز کلیه اطلاعات مربوط به وبلاگ نویسی و رعایت اصول امنیتی در وبلاگ نویسی و بخش دانلود کتاب های ممنوعه و سانسور شده و آهنگ ها و ویدئو های ممنوعه و سانسور شده در این انجمن قرار گرفته است .

جهت ورود به انجمن ضد سانسور و فیلترینگ به لینک زیر مراجعه کنید :
https://www.iraniazad.com/forum/
http://www.iraniazad.org/forum/


پروکسی های فارسی :

این پروکسی ها با بهره گیری از پروتکل امنیتی اس اس ال غیر قابل فیلتر بوده و در آنها می توانید به لیست بدون فیلتر کلیه سایت های خبری ، سیاسی ، زنان ، رادیووتلوزیون ، سرگرمی و موسیقی و وبلاگ ها دسترسی داشته باشید .
https://www.18-tir.com
https://www.ahmadinejad.ws
https://www.meshkini.com
https://www.iransun.net
https://www.vgy7.com
https://www.iranproxy1.com
https://www.netvacy.com
https://www.zendanban.com
https://www.f-1.name
پروکسی های بین المللی به 24 زبان زنده دنیا :

این پروکسی ها به کلیه کاربران اینترنت در دنیا سرویس می دهند این پروکسی ها با ترجمه به 24 زبان زنده دنیا گامی موثر در احیای آزادی بیان در کشورهای سانسور گر می باشد :


https://www.freedom-freedom.com
https://www.freedom2world.com
https://www.iranpr0xy.com
https://www.sosiranian.com

ایران پروکسی بلاگ :

این سرویس جهت رفع فیلتر کلیه وبلاگ های فیلتر شده در ایران هست به طوری که وارد این سیستم شده و آدرس وبلاگ مورد نظر را وارد کرده و بدون سانسور و فیلترینگ وبلاگ مورد نظر را مشاهده کرده و از مطالب آن استفاده می کنید :

https://iraniazad.com/blog.php
http://iraniazad.org/blog.php

ایران پروکسی موبایل :

این سرویس جهت دسترسی داشتن به اینترنت بدون سانسور و فیلترینگ از طریق موبایل راه اندازی شده است برای استفاده از این سرویس به آدرس زیر مراجعه کنید :

https://www.freedom2world.com/mobile.php
https://www.freedom-freedom.com/mobile.php
https://www.iranpr0xy.com/mobile.php
https://www.sosiranian.com/mobile.php

سرویس پروکسی برای سایت ها و وبلاگ ها :

با استفاده از این سرویس می توانید سایت و وبلاگ خود را به یک فیلترشکن قوی تبدیل کنید تا کاربران بتوانندد به راحتی از سد سانسور و فیلترینگ عبور کنند

https://www.freedom2world.com/your.php
https://www.freedom-freedom.com/ your.php
https://www.iranpr0xy.com/your.php
https://www.sosiranian.com/your.php

هم میهنان و یاران گرامی با قرار دادن ویژه نامه عبور از سانسور و فیلترینگ در سایت ها و بلاگ های خود ما را در این راه یاری رسانید تا کاربرانی که پشت سد سانسور و فیلترینگ محبوس شده اند بتوانند به دنیای آزاد اطلاعات و اینترنت دسترسی داشته باشند .

جهت ارائه پیشنهادات ، انتقادات و نظرات خود می توانید با ایمیل های زیر تماس بگیرید

Sansour@Gmail.Com
Info@Iraniazad.Com


Anti Censorship Committie In Iranhttps://www.iraniazad.com
http://www.iraniazad.org
Stop Censorship Petitionhttps://www.iraniazad.com/petitions/


Sunday, July 13, 2008

جان فرزاد کمانگر در خطر است

جنبش آذربایجان برای یکپا رچگی و دمکراسی در ایران


اطلاعیه
هم میهنان : جان فرزاد کمانگر در خطر است
رژیم واپسگرای ولی فقیه حکم قتل او را صادر کرده و می خواهد او را به پای چوبه دار ببرد تا با کشتن وی صدای آزادی خواهی او را در گلو خفه کند و با ایجاد رعب و وحشت در بین معلمان کل کشور به ویژه در استان های کردنشین کلاس درس جوان فردی و آزادگی او رابرای همیشه تعطیل نماید .
اما آیت الله هاشمی عراقی ، آیت الله دری نجف آبادی و آیت الله علی خامنه ای بدانند با کشتن فرزاد کمانگر نه اینکهصدای او قطع و کلاس درسش تعطیل نخواهد شد ، بلکه میلیون ها آذربایجانی نیز به مانند دیگر هم میهنان کرد خود فریاد آزادی خواهی او را این بار در سراسر ایران سر خواهند داد.
جنبش آذربایجان از کلیه هم میهنان به ویژه آذربایجانی ها می خواهد به تائید حکم اعدام فرزاد کمانگر در ديوان عالي کشور بطور گسترده ، چه در داخل ایران و چه درخارج از ایران اعتراض نمایندو آن را به سازمان های حقوق بشری وسایر مراجع ذیربط درتمام دنیادراسرع وقت اعلام وازآن طریق ضمن اعتراض به اعمال غیرانسانی رژم غیرقانونی وقرون وسطائی ملایان حاکم برسرنوشت ایرانیان، به نحومقتضی وکارآ اقدام نمایند.
پاینده ایران و ملت ایران
دبیرخانۀ جنبش آذربایجان
11 جولای 2008

اعدام قريب الوقوع معلم دربند فرزاد کمانگر
فعالان حقوق بشر در ايران
فرزاد کمانگر معلم و از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از مرداد ماه سال 1385 بازداشت و پس از طي پروسه پر ابهام و سراسر نقض قانون سيستم غيرمستقل قضائي و بي توجه به فقدان اسناد ، در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديد ، پس از ارجاع پرونده به ديوان عالي کشور و موج حمايتهاي بي سابقه اشخاص و تشکلات بين المللي از فرزاد کمانگر ، فعال مسالمت جو و مدافع خوشنام حقوق بشر و همزمان با تلاش مدافعان حقوق بشر براي احقاق اولين خواسته افکار عمومي که همانا برگزاري دادگاه علني و عادلانه بود و همچنين بررسي شکنجه هاي وحشيانه اي که اين معلم در بازداشتگاههاي 209 اوين ، اطلاعات کرمانشاه و اطلاعات سنندج متحمل گرديده بود نهايتاً اين اميد پديدار گرديد که سيستم قضائي ايران به حمايتهاي بي سابقه و درخواستهاي تشکلات مدافع حقوق بشري که کثرت اعضاي آن بعضا از جمعيت کشور ايران نيز افزونتر بود توجه نمايد و حداقل موجبات بررسي علني و عادلانه پرونده فرزاد کمانگر را فراهم نمايد.
متاسفانه روز گذشته مورخه 20/4/87 اجراي احکام زندان رجايي شهر کرج اقدام به ابلاغ حکم اعدام فرزاد کمانگر به وي نمود و هم زمان از وي خواسته شد که نسبت به نوشتن تقاضاي عفو با قيد فوريت اقدام نمايد و وعده هايي نيز جهت رسيدگي به اين خواسته داده شد.
آقاي فرزاد کمانگر بر اساس اين اعتقاد که مرتکب هيچگونه عملي بر خلاف قانون نشده است از نوشتن عفونامه و تقاضاي بخشش خودداري نمود و نظر به عدم تقاضاي عفو و بخشش فرزاد کمانگر ، حکم اعدام وي به اجراي احکام زندان رجايي شهر ارجاع گرديد و با توجه به اينکه وي محکوميت حبس ندارد ، با دستور آقاي شاهرودي رئيس قوه قضائيه حکم اعدام وي به مرحله اجرا در خواهد آمد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بي توجهي سيستم قضائي به هزاران درخواست و تقاضا از آن قوه براي ايجاد شرايط دادرسي عادلانه را استقلال قوه قضائيه نميداند بلکه بالعکس نشان از نفوذ بي حد و حصر سيستم امنيتي در دستگاه قضا قلمداد مينمايد و براي شانه خالي نمودن از پاسخگويي به حمايتهاي جامعه جهاني و مدافعان حقوق بشر و مستندات موجود راهکاري به نام تقاضاي عفو و بخشش را تنها درماني مقطعي ميبيند.
يادآور ميشويم به گواه مستندات و مدعيات ، آقاي فرزاد کمانگر مورد وحشيانه ترين شکنجه ها قرار گرفته است و در عين اين موضوع نامبرده از هرگونه اتهام مبني بر حمل و نگهداري مواد منفجره و عضويت در گروههاي محارب و مخالف جمهوري اسلامي تبرئه گرديده است و نهايتاً به اتهام عضويت در حزب پ.ک.ک که حزبي مخالف دولت ترکيه و سياستهاي آن است تحت عنوان محاربه محکوم به مرگ گرديد.
آقاي خليل بهراميان وکيل مدافع وي عنوان ميدارد که حتي براي اين اتهام و عضويت وي نيز اسنادي در پرونده وجود ندارد ، قابل توجه است که در حال حاضر دهها عضو رسمي و تشکيلاتي اين حزب در زندانهاي ايران به سر ميبرند و هيچ يک تاکنون تحت اين عنوان به اعدام محکوم نگرديده اند و جالب اينکه حتي دولت ترکيه که رهبر اين حزب را در اختيار دارد نيز وي را به مرگ محکوم ننموده است.
معتقديم پرونده فرزاد کمانگر بستري براي نشان دادن حسن نيت سيستم قضائي جمهوري اسلامي است تا نشان دهد به اراده هزاران انسان ارج مينهد و جان انسانها را گرامي ميدارد و حداقل براي برگزاري يک دادرسي عادلانه ميکوشد. از اينرو اميدواريم تا با درک شرايط و چهره مخدوش ايران در عرصه حقوق بشر در نزد جامعه بين الملل و افکار عمومي با خارج نمودن فرزاد کمانگر از بند بيماران عفوني (هپاتيت ، ايدز و سل) و همچنين متوقف نمودن حکم اعدام وي و برگزاري دادگاه علني براي بررسي پرونده وي فصلي جديد را در استقلال قوه قضائيه رقم زند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايرانتهران - جمعه ، 21 تير ماه 1387 برابر با 11-07-2008



---------------------------------------------------------

‌ ‌ رنج نامه زندانی سياسی و فعال حقوق بشری، فرزاد كمانگر

اينجانب فرزاد كمانگر معروف به سيامند معلم آموزش و پرورش شهرستان كامياران با 12 سال سابقه تدريس كه يك سال قبل از دستگيري در هنرستان كار و دانش مشغول به تدريس بودم و عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان شهرستان كامياران شاخه كردستان بودم و تا زمان فعاليت اين انجمن و قبل از اعلام ممنوعيت فعاليت‌هاي آن مسئول روابط عمومي اين انجمن بودم. همچنين عضو شوراي نويسندگان ماه‌نامه فرهنگي ـ آموزشي رويان (نشريه آموزش و پرورش كامياران) بودم كه بعدها به وسيله حراست آموزش و پرورش اين نشريه نيز تعطيل شد.
مدتي نيز عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي كامياران (ئاسك) بوده‌ام و از سال 1384 نيز با آغاز فعاليت مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به عضويت آن درآمدم. در مرداد 1385 براي پيگيري مسئله درمان بيماري برادرم كه از فعالين سياسي كردستان مي‌باشد به تهران آمدم و دستگير شدم. در همان روز به مكان نامعلومي انتقال داده شدم. زيرزميني بدون هواكش، تنگ و تاريك بردند، سلول‌ها خالي بود نه زيرانداز نه پتو و نه هيچ شي ديگري آن‌جا نبود. آن‌جا بسيار تاريك بود مرا به اتاق ديگري بردند. هنگامي كه مشخصات مرا مي‌نوشتند از قوميتم مي‌پرسيدند و تا مي‌گفتم "كُرد" هستم به وسيله شلاق شلنگ مانندي تمام بدنم را شلاق مي‌زدند. به خاطر مذهب نيز مورد فحاشي، توهين و كتك‌كاري قرار مي‌دادند. به خاطر موسيقي كُردي كه روي گوشيم موبايلم بود تا مي‌توانستند شلاقم مي‌زدند. دست‌هايم را مي‌بستند و روي صندلي مي‌نشاندند و به جاهاي حساس بدنم ... فشار وارد مي‌كردند و لباس‌هايم را از تنم به طور كامل خارج مي‌كردند و با تهديد به تجاوز جنسي با چوب و باتوم آزارم مي‌دادند.
پاي چپ من در اين مكان به شدت آسيب ديد و به علت ضربه‌هاي هم‌زمان به سرم و شوك الكتريكي بي‌هوش شدم و از هنگامي كه به هوش آمدم. تا كنون تعادل بدنم را از دست داده‌ام و بي‌اختيار مي‌لرزم، پاهايم را زنجير مي‌كردند و به وسيله شوك الكتريكي كه دستگاهي كوچك و كمري بود به جاهاي مختلف و حساس بدنم شوك مي‌زدند كه درد بسيار زياد و وحشتناكي داشت بعدها به بازداشتگاه 209 در زندان اوين منتقل شدم. از لحظه ورود به چشمانم چشم‌بند زدند و در همان راهروي ورودي (همكف، دست چپ بالاتر از اتاق اجراي احكام) مرا به اتاق كوچكي بردند كه در آن‌جا نيز مرا مورد ضرب و شتم (مشت و لگد) قرار دادند. روز بعد به سنندج منتقل شدم تا برادرم را دستگير كنند. در آن‌جا از لحظه‌ي ورود به بازداشتگاه با توهين و فحاشي كردن و كتك‌كاري روبه‌رو شدم. مرا به صندلي بستند و در اتاق بهداري از ساعت 7 صبح تا روز بعد همان‌گونه گذاشتند. حتي اجازه‌ي دستشوئي رفتن نيز نداشتم. به گونه‌اي كه مجبور شدم خودم را خيس كنم. بعد از آزار و اذيت بسيار دوباره مرا به بازداشتگاه 209 منتقل كردند. در اتاق‌هاي طبقه‌ي اول (اطاق‌هاي سبز بازجويي) مورد بازجويي و كتك و آزار و اذيت قرار دادند.
در 5 شهريورماه 1385 به علت شكنجه‌هاي بسيار ناچاراً مرا به پزشك بردند كه در طبقه اول و در مجاورت اتاق‌هاي بازجويي قرار داشت كه پزشك آثار كبودي و شكنجه و شلاق زدن‌ها را ثبت كرد كه آثار آن در كمر، گردن، سر، پشت، ران، پاها كاملاً مشهود بود. مدت دو ماه شهريور و مهرماه در سلول انفرادي شماره 43 بودم. كه چون شدت شكنجه‌ها و اذيت و آزار خارج از تصور و بسيار زياد بود مجبور شدم 33 روز اعتصاب غذا نمايم و هنگامي كه خانواده‌ام را تهديد و احضار مي‌كردند براي رهايي از شكنجه و اعتراض به اذيت و فشار بر خانواده‌ام خودم را از پله‌هاي طبقه‌ي اول پرت كردم تا خودكشي نمايم. مدت نزديك به يك ماه نيز در سلول انفرادي كوچك و بدبويي در انتهاي طبقه اول (113) حبس بودم. كه در اين مدت اجازه‌ي ملاقات و تلفن با خانواده را نداشتم. در مدت 3 ماه انفرادي اجازه هواخوري را هم نداشتم و سپس به سلول چند نفره شماره 10 (راهرو) منتقل شدم و 2 ماه نيز در آن‌جا بودم. اجازه ملاقات با وكيل يا خانواده را نيز نداشتم. در اواسط دي‌ماه از 209 تهران به بازداشت‌گاه اطلاعات كرمانشاه واقع در ميدان نفت انتقال داده شدم در حالي كه نه اتهامي داشتم و نه تفهيم اتهام شدم. بازداشت‌گاهي تنگ و تاريك كه هر گونه جنايتي در آن مي‌شد.
همه لباس‌هايم را در اتاق بيرون آوردند و بعد از ضرب و شتم لباسي كثيف و بدبو به من دادند و با ضرب و شتم مرا از راهرو و بازداشت‌گاه به اتاق افسر نگهباني و از آن‌جا به راهرو ديگري كه از در كوچكي وارد مي‌شد بردند. سلول بسيار كوچكي كه در واقع از همه كس مخفي بود و صدايم به جايي نمي‌رسيد. سلول تقريباً يك متر و شصت سانتي‌متر در نيم متر بود. دو لامپ كوچك از سقف آويزان بود. هواكش نداشت. آن سلول قبلاً دستشوئي بود و بسيار بدبو و سرد. يك عدد پتوي كثيف در سلول بود. هنگام بيدار شدن بي‌اختيار سرت به ديوار مي‌خورد‌. اتاق سرد بود. براي نفس كشيدن مجبور بودم صورتم را روي زمين بگذارم و دهانم را به زير در نزديك بكنم تا نفس بكشم و هنگام خواب يا استراحت هر ساعت چند بار با صداي بلند در را مي‌زدند تا از استراحت جلوگيري كنند و يا لامپ‌هاي كوچك را خاموش مي‌كردند. دو روز بعد از ورود مرا به اتاق بازجويي بردند و بدون هيچ سئوالي مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و توهين و فحاشي كردند. دوباره مرا به سلول بردند صداي راديويي را تا آخر باز مي‌گذاشتند تا قدرت استراحت و تفكر را از من بگيرند در 24 ساعت 2 بار اجازه دستشويي رفتن داشتم. ماهي بك‌بار نيز اجازه استحمام چند دقيقه‌اي داشتم. شكنجه‌هايي كه در آن‌جا مي‌شدم مثل:
1. بازي فوتبال: اين اصطلاحي بود كه بازجوها به كار مي‌بردند، لباس‌هايم را از تنم در مي‌آوردند و چهار، پنج نفر مرا دوره مي‌كردند و با ضربات مشت و لگد به همديگر پاس مي‌دادند. هنگام افتادن من روي زمين مي‌خنديدند و با فحاشي كتكم مي‌زدند.
2. ساعت‌ها روي يك پا مرا نگه مي‌داشتند و دست‌هايم را مجبور بودم بالا نگه دارم هرگاه خسته مي‌شدم دوباره كتكم مي‌زدند. چون مي‌دانستند كه پاي چپم آسيب ديده بيش‌تر روي پاي چپم فشار مي‌آوردند. صداي قرآن را از ضبط صوت پخش مي‌كردند تا كسي صدايم را نشنود.
3. در هنگام بازجويي صورتم را زير مشت و سيلي مي‌گرفتند.
4. زيرزمين بازداشت‌گاه كه از راهروي اصلي به طرف در هواخوري پله‌هاي آن با زباله و ريزه‌هاي نان پوشانده مي‌شد براي اين‌كه كسي متوجه آن نشود، اتاق شكنجه ديگري بود كه شب‌ها مرا به آن‌جا مي‌بردند، دست‌ها و پاهايم را به تختي مي‌بستند و به وسيله‌ي شلاقي كه آن‌را "ذوالفقار" مي‌ناميدند به زير پاهايم، ساق پا، ران و كمرم مي‌زدند. درد بسيار زيادي داشت و تا روزها نمي‌توانستم حتي راه بروم.
5. چون هوا سرد بود و فصل زمستان، اتاق سردي داشتند كه معمولاً به بهانه بازجويي از صبح تا غروب مرا در آن حبس مي‌كردند و بازجويي هم در كار نبود.
6. در كرمانشاه نيز از شوك‌هاي الكتريكي استفاده مي‌كردند و به جاهاي حساس بدنم شوك وارد مي‌كردند.
7. اجازه استفاده از خميردندان و مسواك را هم نداشتم، غذاي مانده و كم و بدبويي به من مي‌دادند كه قابل خوردن نبود.
در اين‌جا نيز براي فشار وارد كردن به من اجازه ملاقات ندادند و حتي دختر مورد علاقه‌ام را نيز دستگير كردند. براي برادرهايم مشكل ايجاد مي‌كردند و آن‌ها را بازداشت مي‌كردند. به علت سلول و پتو و لباس‌هاي غيربهداشتي كثيف و بدبو. دچار ناراحتي پوستي (قارچ) شدم و حتي اجازه ديدن پزشك را هم نداشتم. به علت فشار شكنجه‌ها مجبور شدم. كه 12 روز اعتصاب غذا نمايم. 15 روز آخر بازداشتم سلولم را عوض كردند و به سلول بدبوتر و كثيف‌تري كه هيچ‌گونه وسيله گرمايي نداشت انتقال دادند. هر روز مورد فحاشي و هتاكي قرار مي‌گرفتم حتي يك‌بار به علت ضربه‌هايي كه به بيضه‌هايم زدند بيهوش شدم. شبي نيز لباس‌هايم را در همان شكنجه‌گاه (زيرزمين) در آوردند و به تجاوز جنسي تهديدم نمودند و ... براي رهايي از شكنجه چند بار مجبور شدم. كه سرم را به ديوار بكوبم. مرا وادار به اعتراف به مسائل عاطفي و روابط ... وادار مي‌كردند. صداي آه و ناله سلول‌هاي ديگر مرتب شنيده مي‌شد و حتي گاهاً بعضي اقدام به خودكشي مي‌نمودند.
28 اسفندماه به تهران بازداشتگاه 209 منتقل شدم و هر چند به سلول جمعي 121 منتقل شدم ولي باز اجازه ي ملاقات نداشتم. هنوز فشارهاي روحي ـ رواني مانند بازداشت خانواده و جلوگيري از ارتباط با آن‌ها، فحاشي، هتاكي و ... بر من وارد مي‌كردند.
پرونده‌ام بعد از ماه‌ها بلاتكليفي خردادماه 86 به دادگاه انقلاب شعبه 30 فرستاده شد. بازجوها تهديد مي‌كردند كه نهايت سعي آن‌ها گرفتن حكم اعدام يا زنداني درازمدت مي‌باشد. و در صورت اثبات بي‌گناهيم در دادگاه و آزادي در بيرون از زندان تلافي!؟ مي‌كنند. نفرت عجيبي كه از من به عنوان يك كُرد، ژورناليست و فعال حقوق بشر داشتند. با وجود همه‌ي فشارها از شكنجه دست‌بردار نبودند.
دادگاه عدم صلاحيت رسيدگي به پرونده را در تهران اعلام نمود. و رسيدگي پرونده را به سنندج واگذار نمود. با هر بار حمايت مردمي و سازمان‌هاي حقوق بشر از من و اعتراض به بازداشت و شكنجه‌هاي قانوني آن‌ها عصباني‌تر مي‌شدند و فشارها را بيش‌تر مي‌كردند. در شهريورماه 86 به بازداشت‌گاه سنندج منتقل شدم جايي كه برايم "كابوس وحشتناكي" شده كه هيچ‌گاه از ذهنم و زندگيم خارج نخواهد شد. در حالي‌كه طبق قانون خودشان من اتهام جديدي نداشتم. از همان لحظه ورود كتك‌كاري و آزار و اذيت جسمي و رواني‌ام آغاز شد.
بازداشت‌گاه ستاد خبري سنندج يك راهرو اصلي و 5 راهرو مجزا داشت كه در آخرين راهرو و آخرين سلول مرا جاي دادند. جايم را مرتب عوض مي‌كردند تا روزي رئيس بازداشت‌گاه همراه چند نفر ديگر مرا بدون دليل ضرب و شتم نمودند و از سلول خارج نمودند روي پله‌هايي كه 18 پله بود به زيرزمين و اتاق‌هاي بازجويي منتهي مي‌شد با ضربه‌اي كه بر بالاي پله‌ها از پشت به سرم وارد نمودند به زمين افتادم و چشمانم سياهي رفت با همان حالت مرا از پله‌ها به پائين كشيده بودند، نمي‌دانم چگونه 18 پله مرا به پائين آورده بودند. چشمانم را باز كردم. درد شديدي در سر و صورت، پهلويم احساس مي‌كردم با به هوش آمدنم دوباره مرا زير ضربات مشت و لگد گرفتند و بعد از يك ساعت كتك‌كاري دوباره مرا كشان كشان از پله‌ها بالا كشيدند و به راهروي دوم و سلول كوچكي بردند و به داخل آن پرت كردند. و 2 نفر باز هم مرا زدند تا مجدداً بيهوش شدم. هنگامي كه به هوش آمدم كه صداي اذان عصر را مي‌شنيدم. صورت و لباس‌هايم خوني بود. صورتم متورم شده بود. تمام بدنم سياه و كبود شده بود.
قدرت حركت كردن نداشتم بعد از چند ساعت به زور مرا به حمامي انداختند تا صورت خونين و لباس‌هايم را تميز كنم. لباس‌هاي خيسم را تنم كردند و به علت وخامت جسميم ساعت 12 شب چند نفر از روساي اطلاعات در حالي كه چشمانم را بسته بودند وضيعت وخيم جسمي‌ام را ديدند. و فرداي آن روز مجبور شدند مرا به پزشكي خارج از بازداشت‌گاه و مستقر در زندان مركزي نشان دهند. به علت آسيب‌ديدگي دندان‌ها و فكم تا چند روز قدرت غذا خوردن هم نداشتم. شب‌ها پنجره سلول را باز مي‌كردند تا سرما اذيتم كند. به من پتو نمي‌دادند به ناچار مجبور بودم موكت را دور خود بپيچم . اجازه هواخوري ، ملاقات و تلفن نداشتم و بارها و بارها در اتاقهاي بازجويي واقع در زيرزمين مورد ضرب و شتم قرار مي‌گرفتم. مجبور شدم 5 روز اعتصاب غذا نمايم. بارها سرم را به ديوارهاي زيرزمين مي‌كوبيدند. و از زيرزمين تا سلول با ضربات مشت و لگد مي‌بردند. هيچ اتهامي نداشتم نه دركرمانشاه و نه در سنندج.
شكنجه مشهور "جوجه كباب" اصطلاحي بود كه رئيس بازداشت‌گاه اطلاعات سنندج به كار مي‌برد و اكثر شب‌هايي كه خودش آن‌جا بود انجام مي‌داد. دست و پا را مي‌بست و كف زمين مي‌انداخت و شلاق مي‌زد.
صداي گريه ها و ناله هاي زندانيان ديگر كه اكثراً دختر بودند شنيده ميشد و روح هر انساني را آزار ميداد . شبها پنجره‌ها را باز مي‌گذاشتند، لباس‌هايم را در دستشويي كه در زيرزمين بود بعد از كتك‌كاري خيس مي‌كردند و به همان صورت مرا به سلول مي‌بردند ، به علت سردي هوا مجبور بودم خودم را لاي پتوي كثيف سلول بپيچانم.
نزديك به 2 ماه نيز در انفرادي‌هاي سنندج بودم، پرونده‌ام در سنندج نيز عدم صلاحيت رسيدگي گرفت و دوباره به تهران منتقل شدم. نزديك به 8 ماه انفرادي آزارهاي جسمي و روحي در اين مدت. روي جسم و اعصاب و روانم تاثير بسيار بدي گذاشته. بعد از يك شب بازداشت در 209 به اندرزگاه 7 زندان اوين در جايي كه مواد مخدر سرگرمي زندانيان محسوب مي‌شود منتقل شدم و از 27 آبان به زندان رجايي شهر زنداني كه در طبقه‌بندي سازمان زندان‌ها متعلق به زندانيان خطرناكي چون قتل، آدم‌ربايي و سرقت مسلحانه و ... منتقل شده‌ام.

با احترام
فرزاد كمانگر
2 آذر 1386
زندان رجائي شهر كرج

Friday, February 22, 2008

کانون وبلاگ نویسان ایران حکم غیر انسانی اعدام برای یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را به شدت محکوم می‌کند


فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ
کانون وبلاگ نویسان ایران ( پن لاگ) تایید حکماعدام آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ را محکوم میکند و از همه وبلاگ نویسان و آزادیخواهان در ایران و جهان برای نجات جان آقای مهرنهاد کمک می طلبد।
آقای مهرنهاد وبلاگ نویس 28 ساله بلوچ و پدر سه فرزند , تنها جرمش ایجاد یک نهاد قانونی برای جوانان بلوچ بوده است. او پس از ده ماه شکنجه و اسارت به جرم واهی محاربه و ارتباط با گروههای غیر قانونی به اعدام محکوم شده است.
خانواده او معتقد هستند که به آقای مهرنهاد در اثر شکنجه آسیب جدی وارد شده و حکم اعدام برای از بین بردن مدرک جرم صادر شده است با تایید حکم اعدام این حکم هر لحظه ممکن است به اجرا در آید.
کانون وبلاگ نویسان ایران بدعت اعدام وبلاگ نویسان را به شدت محکوم میکندو از همه وبلاگ نویسان دعوت میکند که از روز چهارشنبه اول اسفند به مدت یک هفته نام وبلاگ خود را به "مهرنهاد را آزاد کنید" تغییر دهند .کانون وبلاگ نویسان ایران از وبلاگ نویسان و آزاداندیشان میخواهد که در طول این هفته همه تلاش خود را برای لغو حکم اعدام و آزادی یعقوب مهرنهاد به کار گیرند و با تماس با وبلاگ های دیگر و ارگانهای حقوق بشر در هر شهر و کشوری که هستند از اجرای این حکم ناعادلانه جلوگیری کنند.
. باشد که تلاش همگانی ما انسان بیگناهی را از طناب دار برهاند
کانون وبلاگ نویسان ایران((پن لاگ)
برچسبها:
نوشته شده توسط بابك خرمدين